و در شگفتیم اندر خلقت حیوانات. چون می زیَند و شکار می-کنند و... از شگفت ترین آنها گربه سانان، شیران و پلنگان و ببرها و یوزان و عموزادگانشان. حیواناتی درنده خو، جسور، پرهیبت و با صلابت. چون در شکاری نظر کنند و طعام حاجت باشد، طعمه هر چه که هست و از هر گونه ای، مگر این که خداوند در وی نظر کرده باشد وگرنه در امان نیست از چنگ و دندان این قوم ماهر در شکار، موجوداتی زیبا و چالاک، قوی و بی باک. گویی خداوند هر آن چه از برای یک مخلوق نیاز است در زیستن، جمع کرده در این حیوانات پیل تن. ولی افسوس که در دوران ما از آن همه تنوع در گونة این پستانداران، جز تعدادی محدود و از این تعداد اندکی بیشتر باقی نمانده. فاعلانی قَدر، گشتند مفعولانی بی سپر.
حیواناتی با تمام صفات کذا، شدند مغلوب این انسان دو پا، تا آن که عده ای از حاضرین در این عصر دلشان به حال آن ها سوخت و برای آن ها حیطه های حفاظتی گسترانیدند تا حداقل افرادی خاص شکارشان کنند و ایمن تر توانند زیست.
    در مملکت ما نیز گونه هایی از آن ها یافت می شد که به همین سرنوشت دچار گشتند. حال در روزگار ما نوبت رسیده به عمو زادگانشان یعنی گربه ها؛ میراث داران آن همه صفات نیک از برای یک حیوان.

گربه های دانشگاهی

    وشنیده ایم از دانشگاهها و غذاخوریهایشان، چندی از این موجودات با اصل و نصب می زیند در این دانشگاههای پرجَذب. از آن جهت که بیشتر به بهشت همانند است از حیث فراخی محیط و کثرت طعام، آسایش و امنیت به انضمام. چیزی از اجدادشان به ارث نبرده اند جز شکل ظاهری. بشنوید نام های آن ها و مقایسه کنید با نام اجدادشان: جسیکا، مارگارت، پنو لوپه و... شگفتا. به جای این که به شکار روند به جنب سالن غذاخوری می روند! و در کنار سالن غذا خوری به انتظار می نشینند! به جای این که از چنگال و بازوی خودشان استفاده کنند، چنگال و سلف به دست می گیرند! البته مورد آخر شاید در آینده به حقیقت بپیوندد و دور از امکان نیست که بگوییم چندی بعد، پیش بندی بر گردن ببندند و در سالن حاضر شوند و سهم خود را مستقیما و بدون واسطه دریافت کنند!! چون فعلا غیر مستقیم به غذا می رسند یعنی از طریق دانشجویان علاقه مند به محیط زیست و عاشقان حیوانات و باز در شگفتیم، نه آن هایی که رحم نمی کنند و نه این هایی که مهر می کنند.
    باید اعتراف کنیم که گربه هایمان بسیار با کلاس تشریف دارند، علت هم واضح و مبرهن است و مستور نیست بر هیچ کس، دانشگاهیند این جنگلی های مبتلا به برهان هویت.
ولی دوستان، بیایید به قانون طبیعت احترام بگذاریم؛ این ها باید شکار کنند و در به دست آوردن نیاز خود متحمل رنج باشند بگذریم از گروهی که خصلتشان این است بدین سان با انسان اُخت شوند و چرخه طبیعی دیگری پدید آورند. حداقل در دادن غذا، آن ها را ترغیب کنید که با هم مبارزه کنند یعنی شبیه سازی کنید. غذا را به دوردست ها پرتاب کنید. نشانشان دهید و به خودشان ندهید؛ یا اجازه دهید دنبالتان کنند تا گرفتگی پاهایشان باز شود. و این هم سودی به همراه دارد؛ از آن جهت که روانشناسان حوزه شرطی سازی از قبیل پاولف، اسکینر، ثراندایک و ... برای بیان مثالی بارز در این زمینه گربه های دانشگاهها را مثال مناسبی می دانند.
                                                                                                    با تشکر از دوست خوبم مجید


 

نوشته شده توسط ارژنگ در 88/01/18 ساعت 11 موضوع وقت اضافه | لینک ثابت